سیستم های غذایی مجموعه ای از فعالان و تعاملات در طول زنجیره ارزش غذایی هستند. از عرضه و تولید محصولات زراعی، دام، ماهی و سایر کالاهای کشاورزی گرفته تا حمل و نقل، فرآوری، خرده فروشی، عمده فروشی و تهیه غذا تا مصرف و دفع. سیستم های غذایی همچنین شامل محیط های سیاستی توانمند و هنجارهای فرهنگی در حوزه غذا می شود. سیستمهای غذایی ایدهآل میتوانند مبتنی بر تغذیه، سلامت و ایمنی، مولد و کارآمد (و در نتیجه قادر به ارائه غذای مقرونبهصرفه)، سازگار با محیطزیست و هوشمند از نظر تطبیق با اقلیم و فراگیر باشند. برای تحقق این چشمانداز، سرمایهگذاریهای مستمر باید در تحقیق و توسعه کشاورزی و فناوری های نوآورانه انجام شود.
فائو، سیستم های غذایی پایدار را متشکل از چهار عملکرد می داند که تقریباً با چهار مرحله زنجیره تامین غذا مطابقت دارد:
تولید غذا و جابجایی
نگهداری و فرآوری مواد غذایی
تجارت و بازاریابی مواد غذایی
تقاضای مصرف کننده و آماده سازی غذا
ارتباط بین سیستم غذایی و مصرف کننده (در دسترس بودن، مقرون به صرفه بودن، راحتی و مطلوبیت غذاها) به عنوان "محیط غذا" نامیده می شود. به طور کلی تر، در سال های اخیر علاقه بیشتری به ایجاد ارتباط بین تنوع زیستی و تغذیه مشاهده شده است. در سال ۲۰۰۶، CBD، FAO و مجمع جهانی تنوع زیستی به طور مشترک ابتکار متقابلی در زمینه تنوع زیستی برای غذا و تغذیه ایجاد کردند. پیشرفتهای بیشتر شامل تدوین شاخصهای تغذیه برای تنوع زیستی است. در سال ۲۰۱۰، فائو با همکاری شبکه بینالمللی سیستمهای دادههای غذایی (INFOODS)، اولین نسخه از پایگاه داده ترکیب مواد غذایی برای تنوع زیستی را با به روزرسانی های منتشر شده در سالهای ۲۰۱۱، ۲۰۱۲، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ منتشر کرد. نسخه فعلی دارای ۱۰۱۵۶ ورودی است. در سال ۲۰۱۵، کمیسیون منابع ژنتیکی برای غذا و کشاورزی دستورالعملهای داوطلبانه را برای قرار دادن تنوع زیستی در سیاستها، چشم اندازها و برنامههای عملی ملی و منطقهای در مورد تغذیه تصویب کرد.
پس زمینه این تحولات نگرانی در مورد این واقعیت بوده است که، اگرچه نسبت جمعیت جهان که دچار سوءتغذیه هستند در دهه های اخیر کاهش یافته است، اما افزایش منابع غذایی اغلب با بهبودی متعادل در سایر جنبه های کیفیت رژیم غذایی همراه نبوده است. این مسئله به ویژه در تامین ریز مغذی های مورد نیاز برای افراد جامعه بسیار مشهود است. مشکلاتی از این دست گاهی اوقات با کاهش تنوع غذایی و جایگزینی غذاهای محلی یا سنتی غنی از ریزمغذیها با جایگزینهای تجاری جهانی تشدید میشوند. اهمیت محصولات غیر تجاری - و غذاهای بومی - در رژیم غذایی به ویژه مردم فقیر روستایی نادیده گرفته شده است. این امر تا حدودی به دلیل توجه شدیدی است که در دهه گذشته به تحقیقات کشاورزی روی غلات اصلی (عمدتاً گندم، ذرت و برنج)، و کمتر روی سایر غلات و حبوبات، گیاهان ریشه ای و روغنی صورت گرفته است. بسیاری از نقاط جهان که تا حدی توسط فعالیتهای صنعت غذای جهانی هدایت میشوند، در حال گذار به سمت یک رژیم غذایی به اصطلاح غربی هستند که با مصرف زیاد کربوهیدراتهای تصفیه شده، قندهای افزوده، و چربیها و غذاهای حیوانی همراه است. این روند در افزایش چاقی (۳۹ درصد از جمعیت بزرگسال جهان تا سال ۲۰۱۶ دارای اضافه وزن بودند (WHO، ۲۰۱۸))، بیماری های قلبی عروقی، دیابت، بیماری های خودایمنی و برخی سرطان ها نقش مهمی دارد.
توجه به این نکته حائز اهمیت است که تغییرات در رژیم غذایی نه تنها به دلیل تغییر در عرضه، بلکه به دلیل تغییر در تقاضا نیز ایجاد شده است: شهرنشینی، ورود زنان به بازار کار، درآمد بالاتر در برخی کشورها و ساعات طولانیتر کار خارج از خانه منجر به تغییر در تقاضای غذا به سمت غذاهای راحت تر و فرآوری شده است. بنابراین چالش این است که غذاهای متنوع و تازه را در دسترس تر، مقرون به صرفه تر و جذاب تر کنیم. برای تحقق این امر، نه تنها در سطح تولید، به عنوان مثال با افزایش بودجه تحقیقات کشاورزی برای غذاهای متنوع، باید اقدام کرد، بلکه در سراسر سیستم غذایی، اقدامات مربوطه میتواند شامل افزایش سطوح سرمایهگذاری بخش دولتی و خصوصی در حمل و نقل، ذخیرهسازی و توسعه بازار برای غذاهای غیرتجاری متنوع و اتخاذ گامهایی برای کاهش هزینههای مبادله فروشندگان خرد در این بازارها باشد.
تفاوتهای درون گونهای قابلتوجهی در محتوای تغذیهای در بیشتر غذاهای گیاهی ثبت شده است. این تفاوتها به اندازهای بزرگ هستندکه خوردن یک نوع به جای دیگری میتواند تفاوت قابلتوجهی از نظر کفایت تغذیهای در رژیم غذایی ایجاد کند. آنها همچنین فرصت هایی را برای پرورش ارقامی فراهم می کنند که محتوای مواد مغذی بالاتر را با سایر ویژگی های مطلوب، مانند بهره وری بالاتر یا مقاومت به بیماری ترکیب می کنند. مطالعات کمی در مورد تفاوتهای درون گونهای در کیفیت تغذیهای محصولات حیوانی انجام شده است، و در تشخیص تفاوتهای ناشی از ژنتیک از تفاوتهای ناشی از عوامل مدیریتی مانند تغذیه، ابهاماتی وجود دارد. با این حال، شواهد نشان می دهد که برخی از تفاوت های تغذیه ای قابل توجهی بین محصولات به دست آمده از نژادهای مختلف وجود دارد.
مطالعات دقیق در مورد تاثیر گونه های بومی و کم استفاده بر اهمیت تغذیه ای رایج نیست. با این حال، مشاهدات سیستم های مختلف تولید در نقاط مختلف جهان نشان می دهد که چنین گونه هایی سهم مهمی در رژیم غذایی محلی دارند. به عنوان مثال، مزارع برنج آسیایی، دارای طیف وسیعی از حیوانات و گیاهان هستند که بسیاری از آنها منابع غذایی مهمی برای مردم محلی هستند، و اغلب ریزمغذیها و منابع پروتئین ضروری را که در برنج یافت نمیشوند (یا در مقادیر محدودی یافت میشوند) فراهم میکنند. رژیمهای غذایی سنتی برنج اغلب کمبود اسید آمینه لیزین دارند، اما میتوان آن را با خوردن ماهی و سایر آبزیان حاصل از مزارع برنج جبران کرد.
مطالعه رژیم غذایی مادران و کود کان در یک سیستم کشاورزی در مقیاس کوچک در کوههای اوسامبارا شرقی جمهوری متحد تانزانیا نشان داد که غذاهای بومی که بیشتر از زمینهای کشاورزی به دست میآیند، ۳۱ درصد ویتامین A، ۱۹ درصد آهن و ۱۶ درصد از محتوای کلسیم رژیم غذایی را تامین می کند، که بیشترین سهم را در فصل مرطوب (کمبود مواد غذایی) دارد (پاول و همکاران، ۲۰۱۳).
یک ارزیابی که در ۲۱ کشور آفریقایی انجام گرفت(Ickowitz و همکاران، ۲۰۱۴) رابطه مثبتی بین تنوع غذایی کودکان و پوشش درختی نشان میدهد که نشاندهنده تاثیر مهمی است که محصولات جنگلی غیر چوبی درامنیت غذایی و تغذیه در منطقه انجام میدهند.
منبع : https://www.fao.org